هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
89
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
روز پانزدهم ؛ يوم دوشنبه [ اول محرم 1252 ه . ق . ] يك ساعت به ظهر مانده ، از « آمل » سوار شديم . راه به جهت جنوب در كنار رود « هراز » تا يك فرسخ و نيم هموار و خوب بود . بعد از آن داخل در « كوهساره » و « جنگل » به هم پيچيده مىگردد . 3 فرسخ از « آمل » گذشته ، از دو طرف راه ، كوه ، رودخانه و راه را تنگ مىكند ؛ و راه در غايت « تنگى » و « صعوبت » است . « حاجى صالح » نامى از اهل « خير » و « صلاح » آن را تعمير كرده ، يعنى « چوب » و « سنگ » ريخته و مجرايى ساخته ، كه به قدر مقدور آن راه بد خوبتر شده ، پرداخته است و معهذا باز « اصعب طرق » و « اشكل سبل » است . گويا در ايام سابق ، از سلاطين سلف هم مرمّتى داشته است ، اما چه « تعمير » و چه « مرمّت » ، به هيچوجه به راحت نمىتوان عبور كرد . در كمال « خطر » و « خوف » راهى است . يك حيوان به دشوارى مىگذرد . طول اين بند تعمير شده ، بيشتر از ربع فرسخ است و سرازير تند است . در اين راه ، دو سه موضع ديگر بند هست ، كه كمتر و سهلتر است براى عبور . [ پرس ] بعد از آنكه 4 فرسخ رفتيم ، رسيديم به منزل « پرس » « 1 » . يك خرابهاى است در كنار رودخانه . هيچ آبادى ندارد . در اين روز ، بسيار باران ديديم و زحمت كشيديم . در اين منزل ، جنگل در عقب ماند .
--> ( 1 ) . امروزه روستاى قديمى پرس خالى از سكنه شده است . دهكدهاى نيز به نام پرند در 3 كيلومترى شرق رود هراز به چشم مىخورد .